اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
14
خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )
باب دوم / در تدبير فصلهاى سال 1 بدانكه در فصل " بهار " مادت ها كه در زمستان در تن گردآمده بود و فسرده شده ، پيش از آنكه به حرارت تابستان گداخته گردد ، كم بايد كرد ، به دو وجه : وجه اول : ( 1 / 27 ) آنكه طعام لطيف تر و كمتر بايد خورد ، و هر بامداد پيش از طعام اندكى رياضت 2 كشند ، و از طعامهاى " گرم " و " تر " ، چون رسته 3 و تماج 4 و گوشت بسيار و شراب ، و از طعامهاى شور و تلخ پرهيز بايد كرد . وجه دوم : آنكه استفراغ 5 كنند ، تا ماده كمتر شود و اوليتر استفراغي اندر فصل بهار ، استفراغ خون باشد . در تابستان ، رياضت و طعام و شراب و جماع كمتر بايد كرد ، و آسودگي بايد كرد ، و شربت و غذا 6 بايد كه ميل به خنكي دارد ، و كساني كه " قي " توانند كرد ، " قي " بايد كرد ، چند بار ، و مسهل قوي نشايد خورد 7 ، به آب ميوه ها و آب لبلاب " ) لبلات " يا " پيچك " ( Bindweed Ivy آريانپور ، شليمر ( و خيارشنبر فلوس ) ( Purging Cassia شليمر و شراب گل و شراب بنفشه و سفوف 8 بنفشه كفايت بايد كرد . صفت سفوف بنفشه ( 1 / 28 ) بگيرند : بنفشه خشك هفت درم 9 ، يا ده درم 10 ، و بكوبند و به بيزند و با همچندان [ كذا ] شكر سوده بياميزند و به آب سرد بخورند . و فصل تابستان پيران را و خداوندان مزاج سرد را و بيمارى سرد را سود دارد ، و در فصل خزان از گوشت صيد و گوشت قديد 11 و جماع و از هر چه خشگى افزايد دور بايد بودن ، شبها بر امتلاي معده نشايد خفتن و جايگاه خنك نشايد خفتن ، و از گرماي نيمروز و خنكي بامداد ، پرهيز بايد كردن